پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384
با سلام ...
بخشی از شعرهای مریم حیدر زاده: عنوان شعر : تولد لبخند زدی و آسمان آبی شد شب های قشنگ مهر مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد عنوان شعر : رنگین کمان ای کاش گل بودی و من از باغها می چیدمت یا که طلوعی بودی و از پنجره می دیدمت ای کاش چشمانت ضریحی داشت چون رنگین کمان هر وقت باران می گرفت از دور می بوسیدمت عنوان شعر :عبور با تو غزل ستاره ها نورانی ست دل در قفس نگاه تو زندانی ست نگذر زبهار کوچه باغ احساس چون بی تو تمام لحظه ها بارانی ست عنوان شعر :جادوی نگاهت چه می شد گر دل آشفته من به شهر چشم تو عادت نمی کرد وای کاش از نخست آن چشم هایت مرا آواره غربت نمی کرد چه زیبا بود اگر مرغ نگاهت میان راز چشمان تو می ماند تو می ماندی و او هم مثل یک کوچ ز باغ دیده ات هجرت نمی کرد و... بخشی از شعر کوچه فریدون مشیری: در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم امد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم بخشی از شعرهای سهراب سپهری:
عنوان شعر :سپيده در دور دست قويي پريده بي گاه از خواب شويد غبار نيل ز بال و پر سپيد. لب هاي جويبار لبريز موج زمزمه در بستر سپيد. در هم دويده سايه و روشن. لغزان ميان خرمن دوده شبتاب مي فروزد در آذر سپيد. همپاي رقص نازك ني زار مرداب مي گشايد چشم تر سپيد. خطي ز نور روي سياهي است: گويي بر آبنوس درخشد زر سپيد. ديوار سايه ها شده ويران. دست نگاه در افق دور كاخي بلند ساخته با مرمر سپيد
نوشته شده در ساعت 13:51 توسط امیر علی |
پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384
برای زیستن و زندگی کردن ....
زندگی مثل ریاضیات هست... باید خوبی ها رو جمع کرد بدیها رو کم کرد شادی ها رو ضرب کرد ناراحتی ها رو تقسیم کرد مهربونی ها رو به توان رسوند و نفرت ها رو زیر رادیکال برد اینجوری می تونی تو این دنیا پاک و مهربون باشی!
نوشته شده در ساعت 13:45 توسط امیر علی |
